سفارش تبلیغ
صبا
مؤمن، بر آن که با او دشمنی می ورزد، ستم نمی کند و در راه آن که دوستش دارد، دست به گناه نمی زند . [امام علی علیه السلام]


ارسال شده توسط قدیری در 90/9/24:: 9:39 عصر

به نام خدا

این مطلب را اول بار برای تریبون مستضعفین نوشتم :

برایم خیلی سخت بود دیدن خبری که در آن از حضور فائزه هاشمی و سخنرانی در نشست مجمع تشخیص مصلحت نظام صحبت شده بود. نشستی به نام «خاورمیانه و چشم انداز حکومت های مردم سالار»

 

اول. اطلاعاتی جهت یاد آوری
خانم فائزه هاشمی دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اند که از قضاء نقش فعالی در هدایت میدانی حرکت های آشوبگرایانه و مخل امنیت و آسایش مردم پس از انتخابات سال 88 را بعهده داشتند. آخرین حضور میدانی ایشان در روز عاشورا و قضیه ی هتک حرمت به ساحت عزای حضرت أبا عبدالله علیه السلام همانند یک لیدر و سرآشوبگر در خیابان های تهران بود. پس از این، ایشان با تأخیر سؤال برانگیزی به دادگاه احضار می شوند که هنوز با قلدری معناداری به دادگاه مراجعه نکرده اند. البته گفتنی است برادر ایشان آقای مهدی هاشمی رفسنجانی فرزند آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که شبهات و ابهاماتی از حضور فعال پشت پرده ایشان در فتنه پس از انتخابات سال 88 وجود دارد، به بهانه سرکشی به واحد های دانشگاه آزاد به انگلستان رفته اند و ایشان نیز به دادگاه فراخوانده شده اند که همانند خواهرشان به دادگاه مراجعه نکردند. البته تفاوت مهدی هاشمی با خواهرش اینست که آقای هاشمی بطور صریح از مهدی دفاع کرده است و خیال او را راحت از اتهامات می داند!!

دوم. حرف هایی که مثل خوره با دیدن این خبر بر جانم افتاده است
چه می شود که عزیزی که به قول معروف از السابقون انقلاب است بعد از اینهه سال در حساس ترین آزمایش سیاسی کشور بعد از رحلت حضرت امام رحمة الله علیه، وقتی که کشور به همگرایی ولایت مدارانه نیازمند است از مقدس ترین مکان و تریبون برای حرف هایی دو پهلو استفاده می کند که در همان تریبون دعوت به قانون گرایی را در کنار آزادی بدون قید و شرط زندانیان خاطی سیاسی قرار می دهد و بعدها نیز به این سخنان استناد می کنند و آن راه حل های خلاف منطق را بعنوان نسخه درمان بیماری به اصطلاح خودشان بحران کشور می دانند ولی با همه ی این با دهن کجی معناداری به دفاع از متهمین فتنه می پردازند طوری که اگر دادگاهی هم منتسبان به ایشان را به دادگاه فرابخواند نه اینکه آن فرزندان دردانه را به قانون گرایی دعوت نمی کنند بلکه از آن ها نیز دفاع می کنند ؟

آیا خطوط قرمزی فراتر از قانون حکومت اسلامی برای خودمان فرض کرده ایم و آیا به پرقبای منتسبان به خودمان نباید هیچ وقت بربخورد؟ درسی که از حضرت حسین علیه السلام می گیریم را فراموش می کنیم که اصالت موروثی در انتقال قدرت و انتساب قدرت مردود است ؟

ولی نعمتانی که در روز 9 دی سال 88 علیه فتنه گران داخلی و خارجی شوریدند و به متجاوزان به حریم عاشورا و حریم حضرت حسین علیه السلام سیلی زدند و در مقابل ولایت سپر شدند آیا از میدان دادن به همان فتنه گرانی که خواهان أشد مجازات برای شان را کردند راضی هستند ؟ این میدان دادن و شوراندن گناهان آن ها که گاهی در دادن تریبون به آن ها صورت می گیرد و گاهی در دفاع مستقیم از آنها نمایان می شود آیا دهن کجی به قوه قضائیه و صاحبان حقیقی نظام یعنی ولی نعمتان آن نمی باشد؟

جواب سؤال های من برای مخاطب منطقی پرواضح است ولی این سؤالات را خواستم نشر دهم که شاید آقای هاشمی و آقای روحانی بترتیب بعنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مرکز تحقیقات مجمع تشخیص از خودشان بپرسند و بین خود و خدا پاسخ به وجدانشان بدهند که دهن کجی به خواست ولی نعمتان خودشان چگونه در آخرت پاسخ داده می شود؟

بعد نوشت : خانم فائزه هاشمی بعد از تقریبا یک سال و نیم در مرداد ماه سال جاری به دادگاه فراخوانده می شوند که با مماشات قاضی دادگاه و موافقت با استمهال ایشان و بعد از تجدید این قرار ، آخر سر در تاریخ 3 دی ماه به دادگاه مراجعه کردند و قرار است که در سه روز آینده رأی بدوی دادگاه اعلام شود .



ارسال شده توسط قدیری در 90/9/15:: 9:16 عصر

به نام خدا

در تاریخ یعقوبی جلد دوم صفحه ی 241 آخرین نامه ای که از اهالی کوفه به امام حسین علیه السلام رسید را اینطور آورده است :

بسم الله الرّحمن الرّحیم
این نامه ی شیعیان با ایمان به حسین بن علی علیه السلام است ، اما بعد، در عزیمت به طرف عراق شتاب کن که مردم در انتظارت لحظه شماری می کنند
چرا که آنها رهبری جز تو ندارند

پس شتاب کن ! شتاب کن !
والسلام

در الملهوف آمده است که طی مدت کوتاهی (قریب به پنج روز) شمار نامه های کوفیان به حضرت بالغ بر دوازده هزار نامه رسید !
در ارشاد شیخ مفید (جلد دوم صفحه 38) و تاریخ طبری (جلد ششم صفحه 198) پاسخ حضرت به کوفیان را اینگونه آورده اند :

از حسین بن علی به جماعتی از مسلمین و مؤمنین ، اما بعد ...
من از آنچه شما ذکر کردید با خبر شدم و اینکه نوشته بودید ((ما امام و رهبری نداریم ، بسوی ما بشتاب ، باشد که خدای متعال ما را به بوسیله تو به راه حق هدایت نماید))
من برادر و پسر عمویم را که مورد اطمینان من است به سوی شما فرستادم
اگر او برای من بنویسد که طبقه ی اهل فضل و خردمند کوفه نوشته های شما و اظهارات فرستادگان شما را تأیید می کنند بزودی به سوی شما حرکت خواهم کرد ، إن شاء الله
بجان خودم سوگند که امام ، کسی نیست مگر آن که به کتاب خدا حکم کند  و عدل  و داد برپا دارد و دین حق را پذیرفته و خود را وقف در رضای خدا کند

--------------------------------------------------------------------------------
نمی توانیم که از کنار اتفاقات اساسی و جریان ساز در تاریخ به سادگی گذر کنیم. نمی توانیم بی وفایی مردم کوفه را بر اساس مهملات ترجمه کنیم و خود را مشغول به امورات زندگی مان کنیم و انگار نه انگار که حسین علیه السلام در کربلاء به مصیبت بزرگی که آسمان ها و زمین در عظمت آن گریه کردند ، دچار گردید و ما هم هرساله به رسم سنت سال های گذشته مان به پای منبر ها و روضه ها بنشینیم و چند قطره ای اشک را برای مظلومیتش بریزیم و آهی بکشیم و نفرین بر ظالمان اولین و آخرین بکنیم و بازهم از فردای عاشورا همان آش و کاسه را برای زندگی مان تعریف بکنیم !
بازهم امام غائبمان را بخوانیم که شتاب کن ولی در وفای به نائبش ذره ای زحمت به تنمان و ذهنمان ندهیم و در موقع تصمیم گیری که می شود حرف ها و اوامرش را مصادره به مطلوب نماییم
نمی دانم ، حال من هم از گفتن این ها بد می شود نمی دانم آنان که برخورد مان را می بینند چگونه در اندوه هستند ، شاید این مصیبت برای حضرت صاحب الزمان عج بیشتر از مصیبت بزرگ عاشورا باشد !

پ ن : استناد های تاریخی را از کتاب زیبای قصه کربلا نوشته ی علی نظری منفرد برداشته ام، به خواندنش توصیه می کنم

امام زمان عج



درباره
صفحات دیگر
آرشیو یادداشت‌ها
لینک‌های روزانه
پوندها

موسیقی وبلاگ